۱۳۸۵ خرداد ۲۴, چهارشنبه

بچه سالاران


به نسل ما ميگن نسل سوخته ميگي چرا ؟
عرض مي كنم . وقتي ما بچه بوديم زمان پدر يا مادر سالاري بود و هر چه توي سرمون مي زدن . صدامون در نمي آمد
بعد سطح شعور فقط در اين يك قلم بالا رفت و روانشناسي نوين انگشت روي بچه ها گذاشت و مد تغيير كرد
موقعي كه نوبت ما شده بود تا با رهايي از قيد سالار ها نفسي بكشيم , چرخ چرخيد و مد تبديل شد به « فرزند سالاري » ا
خانم والده هنوز خانم والده مونده و انتظار داره صدام در نياد و بگم چشم
گلي هم كه وظايفم رو هر روز خاطر نشان مي كنه
حالا نسل من هنوز هم از سالاران گذشته بايد تو سري بخوريم و هم از سالاران نوين
بيچاره نسل ما كه سهم از هيچي نداشت
مردها هم كه در جنگ و انقلاب يا كوچ كردند و يا نفله شدن و يا از قفس پريدند
و عده اي هم موندن بي شوهر
غلط نكنم نسل ما « كارماي » عظيمي را بايد پرداخت مي كرد كه هنوز نفهميده چرا ؟
تازه اين گلي از من ارث پدرش رو هم مي خواد







کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...