فکر کن زمان، خطی و مستقیم نباشه.
مثلن زمان دایرهای باشه و ما همیشه و تا ابد در یک زندگی تکرار شویم. غیر منطقی هم نیست.
بر اصل فیزیک، انرژی از بين نمیره، تغییر شکل شاید. یکبار حضور من در این جهان کافی نیست که زندگی تجربه شدهام مانند فیلمی مدام در حال تکرار یا پخش باشه؟ پخشش میشه جهان هولوگرامی و تکرارشونده میشه زمان دایرهای.
عجب جهنمی میشه این زمان ابدی. ابد مرتبه افتادن، زخم خوردن و زار زدن. ابد مرتبه خطا کردن و بی عشق زیستن و ....
وقتی آینده در خواب دیده میشه، با کوچکترین جزئیات، این آینده کی و کجا تجربه شده؟ من که هنوز فیزیکی تجربهاش نکردم؟!
یا اینکه ابدیت شامل، هر لحظهی گذشته، حال و آینده است، یعنی چی؟ زمان ابدی، جهان ابدی کابوسی به نام جهنم نیست؟
بهتره تا جای ممکن بهترین هر لحظه را بسازم و تجربه کنم. که اگر بنا بر تکرار ابدیت باشه، چرا خوب هاش را زندگی نکنم.