از وقتی یک دختر چشم به دنیا باز میکنه
از همون مامان خانم داره برنامهریزیش میکنه تا بچه تخم سگای، محل
برای اینکه از ما یک حیوان اهلی و دست آموز بسازن در جهت خدمت رسانی به جنس مذکر
باب دست گرمی، از خانواده شروع میشه و سیستم برده داری
میآی حرف بزنی، جواب بدی و از خودت دفاع کنی، زودی یه صدای داره پشت سرت فرمان میده:
هیس . تو هیچی نگو، برارته. تو حرف نزن برادرته
بهجای اینکه با این همت مضاعف در تربیت هر دو حیوان خانه بکوشند
با تمام قوا دارن دختر خونه رو قالب میزنن که جواب ذکور را نده تا .......
تندی یه عروسک میذارن بغلت تا رسم مادری و خونه داری کنی
برات قابلمه و پارچ و بشقاب میخرن تا تمرین خاله یا مامان باز کنی
بچگی ما که چادر هم قاطی اسباببازیها بود که به سبک بیبیطلا ببندی دور کمرت و حیاط آب و جارو کنی
در سن بلوغ هم بزرگترین شاهکار تو این خواهد بود یک ارباب مدل بالا و های کلاس برای خودت دست و پا کنی
که از اون به بعد شبها بغلش بخوابی و اون از تو کامجویی کنه
انرژیهای حیاتیت رو نیش بکشه و تو تند تند پیر بشی
و زهدانت به چیزی تبدیل بشه که نبوده ولی فعلا تنها مصرفش همین شده
بعد هم که مدل مادر بچههای آقای شوهر
تازه نهکه فکر کنی، بچههای تواند
بلکه اونا فقط مال پدرند
خلاصه که کی گفته دخترا باید از بچگی برای مطیع بودن و کولی دادن به یک مرد تربیت بشن؟
بهقول حمید هامون: من اگه من نباشم، پس من چی؟