۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

و ديگر هيچ





حال ما خوب است
تو باور نكن
ملالي نيست به جز تنهايي توهم‌زا
كاش مي‌شد اين حال را در شيشه كرد و به نام توهم زا به كسي فروخت
بل‌كه ناياب مي‌شد


یکی می‌مرد ز درد بی نوایی

    پیدا نیست چی در آب دیار کفر ریختن که بچه‌ها وقتی یک مدت می‌مانند چپ می‌کنند؟!   یعنی از وقتی رفت منتظر بودم شبانه روز در بار و این جور ج...