۱۳۸۴ اسفند ۴, پنجشنبه

باطري صورتي




خداييش فكر كن كه اگه نتوني كاري بكني كه بشه به حساب خودت بذاري، چقدر كم مياري و بي خيال خودت نمي شي
و من كه طبق سابقه پيشين وقتي باطري عشقم آمپرش رو به پايين مي‌ره
ديگه هيچ خلاقيتي برام نمي‌مونه با خودم سخت در گير می‌شم و تا اطلاع ثانوي نوشتنم نمی‌آد
باعث خجالت و شرمندگي از اين زندگي كه تو نتوني يك انگيزه ساده حتی براي چار خط دری‌وری نوشتن پيدا كني

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...