۱۳۸۴ اسفند ۴, پنجشنبه

باطري صورتي




خداييش فكر كن كه اگه نتوني كاري بكني كه بشه به حساب خودت بذاري، چقدر كم مياري و بي خيال خودت نمي شي
و من كه طبق سابقه پيشين وقتي باطري عشقم آمپرش رو به پايين مي‌ره
ديگه هيچ خلاقيتي برام نمي‌مونه با خودم سخت در گير می‌شم و تا اطلاع ثانوي نوشتنم نمی‌آد
باعث خجالت و شرمندگي از اين زندگي كه تو نتوني يك انگيزه ساده حتی براي چار خط دری‌وری نوشتن پيدا كني

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...