۱۳۸۴ اسفند ۴, پنجشنبه

باطري صورتي




خداييش فكر كن كه اگه نتوني كاري بكني كه بشه به حساب خودت بذاري، چقدر كم مياري و بي خيال خودت نمي شي
و من كه طبق سابقه پيشين وقتي باطري عشقم آمپرش رو به پايين مي‌ره
ديگه هيچ خلاقيتي برام نمي‌مونه با خودم سخت در گير می‌شم و تا اطلاع ثانوي نوشتنم نمی‌آد
باعث خجالت و شرمندگي از اين زندگي كه تو نتوني يك انگيزه ساده حتی براي چار خط دری‌وری نوشتن پيدا كني

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...