۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

اصحاب کهف

 


  خدایی اسم اصحاب کهف بد در رفته.

  فکر کن در یک نخود عمر چقدر چیز دیدیم!!!

   یک شاه داشتیم . همه چیز هم گوگولی مگولی بود.  خدا، شاه ، میهن تنها باورمون بود. انقلاب هیچ‌کجای کتاب درسی مون نبود. 

بعد انقلاب شد و شاهی که سایه‌ی خدا بود ، رفت، امام آمد و ما امتی حقیر و بدبخت خاکبرسری شدیم.   هنوز اول شوک بودیم

  نوبت جنگ، موشک باران، کرونا، سال هشتادوهشت،  نود و شش، نود و هشت، هواپیمای مسافربری، مهسا، جنگ دوازده روزه و باز انقلاب. 

   یعنی ام‌پی‌تری. کلی واحد ژانر وحشت به‌ما تحمیل شد. 

   تازه. اگر یکی کنارم بود شاید از تلخیش کسر می‌شد. همه‌اش تنها تنها. هم مامان هم بابا. 

   جونم برات بگه، اصحاب کهف چیه؟ ما که در این سنه هی خوابیدیم هی بیدار شدیم یک فاجعه رقم خورده بود .  اونا یک‌بار دیر بیدار شدن، مقدس شدن. ما هنوز نفهمیدیم کی بودیم کی شدیم یا کی قراره ه بشیم؟ 

 

   

   

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...