چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟
یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟
خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. اونم بیست روز. بعدها اطرافیانم فکر میکردند این مدت در عالم برزخ بودم. ولی خودم خوب میدونم چیزی جز تجربهی ترسهای ناخودآگاهم نبود. ولی عین عین جهنم بود.
درست مثل حالا. کاش یکی بیاد و بیدارم کنه. هنوز وسط کابوسی تمام ناشدنی هستم.
وحشتزده از فهم توان تاریکی انسان، سیاهی قدرت و پلشتی نفت. صفحهی چندم کتاب تاریخ؟ ما فقط ارقامی بر خطوط تاریخ چندین هزارسالهی تاریخ ایرانیم.
چه شاگردهایی که در آینده از این نیم قرن با دلچرکی نمره نخواهند آورد. مثل جستهایی که من در دبیرستان از بخشهای جنگی میزدم و هرگز نیاموختم. و اینه که ایران اینهمه شهرهای سرزمینی دارد! فرار از ترس حملههای مداوم و ملتی اهل دل و می و نقش