مقاطعی از تاریخ این وطن و ملت ایران چنان دهشتناک بوده که از فرط اشک نتوانم صفحهی تاریخ را باز نگهداشته و اشکی نریزم.
حضور محمود افغان در اصفهان و بلایی که بر سر سلطان حسین صفوی و این ملت اهل قلم و هنر آوردند. یا زمان حمله آغا محمد خان قاجار و شهر کرمان و ...
فاجعه زیاد شنیدم و خواندم و در اینک زیستهام.
سینه کش آسمان از فرط اندوه قد راست نمیکند. پشتش شکسته و گردنش را تاب ایستایی بر این ظلم و جور نیست.
همه اندوه این هفتهها یکسو. آنچه امشب در تیوی دیدم ...،
سفیر آمریکا در بروکسل از ملتی دردمند میخواست برابر دوربین موبایلش، برای اقای پرزیدنت جای دوست و دشمن را نشان دهند.
وقتی زورت نمیرسه و درماندهای هایی به چه قیمت؟
بیتردید بار، کارمایی ما ملت ایران به عهد حملهی مغول میرسه که چنین تقاص بلا پس میدیم؟! باید جانوری ، چنگیزی چیزی بوده باشیم که کارما سوزیاش کم از آشویتس نداره.
از کی به کی
از چی به چی
پناه میبریم ما؟
حالا شما هم بگو : ترامپ دوستت داریم.
بهقول مشقاسم: آب مردم قیاس آباد از شورم شورتر بشه باز تن به آب بیناموسی نمیدن.