وقتی خودت رو گم میکنی
راحت احساسات دیگران را نادیده میگیری
گاهی لازمه گم بشی
آنقدر گم که بهخاطر نیاری وجود داری
مانند ورطه ای پر ناشدنی میان دو ساختمان بلند
آنقدر بلند که قادر به دیدن زمین انتها نباشی
در تهیای هيچی
پیدا نیست چی در آب دیار کفر ریختن که بچهها وقتی یک مدت میمانند چپ میکنند؟! یعنی از وقتی رفت منتظر بودم شبانه روز در بار و این جور ج...