۱۴۰۴ شهریور ۱, شنبه

و هنوز عشق

 



هربار که عاشق می‌شدم، شهرزادی دیگر زاده می‌شد  

خودی از جنس و رنگ دیگر می‌شناختم،  و در عشق دنبال تجربه‌ی هر باره‌ی خود تازه‌ام بودم  

من عاشق شهرزادی می‌شدم که عشق از من می‌ساخت   

نه کسی که مرا امروز در عشق شناور و فردا به نفرت می‌سپرد 



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...