۱۴۰۴ مرداد ۱۸, شنبه

من سنبله




 

  من زاده‌ی جمعه‌ای در ماه کامل و در امتداد زلزله‌ای دهشتناک.

  این کدها، برای این‌که عمری از من موجودی افسرده و شرطی بسازد کافی بود. ولی دیگر بس. این اعلامیه برای تمام شرطی سازی‌های ذهنی است.

  چرا اجازه بدم با تصاویری کد گذاری شده توسط ذهن جمعی بر موجی ناشکیبا به پیش برم؟

( تعاریف جمعی از نحوست فول مون یا عبور غمگنانه ی غروب جمعه. نزدیکی زلزله به تولدم و....)

   و چنین شد که روزی در کارگاه ورق را به قصد و اراده‌ خود، برگردانده و چنین ترسیم شد.

   من سنبله در اقتدار همه‌ی پایان ها و در نفوذ ماه بدر، وارد این جهان شدم‌ 

  زلزله آمد زیرا گسلی جابه‌جا شد.

   از این رو تصویری خلق کردم برای پایان دادن به عمری شرطی شدگی 

  من سنبله برای کمال با انرژی بی حد آمدم تا آگاهی در من به تجربه‌ی خود بنشیند


   

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...