۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

یاد دیروز


 جمعه غروب و علی‌اصغر خان طاهری و من

چه حس میکردم بزرگ شدم
به‌روز شدم
رفتم قاطی ارشدها 

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...