۱۴۰۴ آذر ۲۸, جمعه

یک استکان چای


 

 باشد به یادگار از پایان یک جمعه شبی زمستانی.

  تا شقایق هست، زندگی باید کرد


بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...