
از بچگي صد رقم برامون دنيا رو تعريف كردن كه آخر به حجله آقاي شوهر ختم مي شد !!
نمونه صادقانه اش اين عروسك نكبتي كه از
دوسالگي ميدن بغلمون تا حمالي رو ياد بگيريم
موهاشو شونه كنيم
كنار سماور بشينيم و تمرين ميهمان داري كنيم و گاه
هم
با چادري كه دو دور به دورمون پيچيده
كه صد مرتبه زير پات گير مي كنه
و تو را به سقوطي آني از ناحيه ي مخ مي لرزاند دچاربشيم كه چي
مي خواهي جارو كني و دختر به دنيا اومدي !!!
ولي كسي ياد نميده اگه وسط اين جارو كردن ها باد خبر بياره الان آقا با منشي .... در جلسه است تو چه بايد بكني؟
يادت نميدن كه تو اول يك انساني
بعد يك زن
كسي بتو نميگه مواظب حقوق انسانيت باش ولي خودت ياد خواهي گرفت
دادسرا كجاست ؟