۱۳۸۵ تیر ۲۷, سه‌شنبه

lonley




 اگه یکی نباشه , وقت تنهایی کنارش باشی
 اگه یکی نباشه که بتونیم همان طورباهاش بخندی که در تنهایی و کنار آینه
 اگه یکی نباشه که سرت رو به وقت دلتنگی یا خستگی روی شونه هاش بگذاری
 یکی که با بودنش باور نکنی تنها آمدی تنها هستی و تنها خواهی رفت
 یکی که وقت هجوم فشار زندگی بتونی بهش پناه ببری
 یکی که در اوج اضطراب آبی بر آتیشت باشه
 یکی که با بودن و توجهش به تو یادآوری می کنه , هستی و مهم هم هستی .. الی آخر

از تنهایی دق می کنیم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...