۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

lonly



تلخي هاي زندگي را آيا پاياني هست ؟
بي همزباني , بي همدلي! ا
بي گوشي شنوا كه بغض تلخ تو را بشنود؟
بي نگاهي كه شوق ديدار تو را در خود جا داده باشه ؟
تنها آمديم
تنها زندگي كرديم
و روزي هم , تنها خواهيم رفت
كجاست شوق بودن ؟

بوي جوی مولیان