۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۲, جمعه

تا هستم و هست


هر سال روز مادر که می‌رسه، شکرانه به من واجب می‌شه که هستی و 
می‌تونم دستت را ببوسم
و هر سال باز در این روز به این می‌اندیشم
آیا ما زندگی‌های متوالی داشته‌ایم؟
آیا مادران زندگی‌های قبل و بعدی هم وجود دارند؟
و آیا ممکن است فراموش‌شان کرد؟
مادران زندگانی‌های پیشین، بوسه بر دستانتان می‌زنم به‌خاطر مهری که در زایش تا 
رشد من نثارم کردید
مادر اکنونم که خاک پای تو روشنی چشم‌های من است
مادران آینده
که از شما حیات می‌گیرم و به‌دین جهان پای می‌نهم
ذات الهی‌تان نورانی
سایه‌هاتان بر جهان فراخ و گسترده
مادر عزیزم روزت مبارک
که بودنم از تو آغازیدن گرفت
امنیتم دامان شما و آسایشم حضور شماست
دلت شاد و جانت هم‌چنان نورانی
مادر مهربانم
از تو است، مهربانی

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...