۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

نه دیروز نه فردا

از جایی که سال با معجزات بسیار آغاز شده
پس این‌که تونستم وارد بلاگر بشم هم نوعی معجزه محسوب می‌شه
شمال است و بهار نارنج
عطری که تو را مداوم مست می‌کند و اردیبهشت که فصل بهشت‌یه این‌جاست
گو این‌که از دیروز عصر کلی رعد و برق و طوفان و این‌ها که تو می‌گی الانه است که سقف را با خودش ببره
با این‌حال ملالی نیست، حتا ملال دوری از کسان
هوا عالی و توپ داغونم نمی‌کنه
سلام به جمعه‌ای که در چلک آغاز بشه حتما تا تهش عالی می‌شه
سلام به اون‌هایی که هر جا که باشم فراموشم نمی‌کنند


ردم را می‌گیرند و دنبالم می‌آن
خلاصه که دوباره برگشتم به قصد احیا و ساخت و ساز دوباره
از محیط اطرافم گرفته تا درون خودم
این‌که عمری نشستم منتظر که دیگران برن تا ماتم بگیرم از فصول کهنه‌ای‌ست که در زندگی‌ام بسته
و این‌که هر موقع اراده می‌کنم، می‌تونم برم فصل تازه‌ای‌ست که آزادی نام گرفته
آزادی فارغ از دلتنگی برای پشت سر
آزادی به معنای لذت بی‌حد در قصد اینک
و زندگی فقط همین لحظات اکنون است که درش قرار داریم
نه دیروز نه فردا
فقط همین حالا

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...