۱۳۸۶ آذر ۲۰, سه‌شنبه

منو محبوب کره‌ای


همیشه هاج‌و واج بودم که این چشم بادومی‌ها چطور تفاوت بین هم‌رو می‌فهمن؟
اینا که همه شکل هم هستن. این تفکر من سراسر از جهل من شکل می‌گرفت
قبلا گفتم. یه‌بار دیگه مجبور به یادآوری داستان ملا و ییلاق هستم تا برسم به اصل مطلب
ملا نصرالدین، یه خونه ییلاقی داشت که هربار بار و بنه می‌بست به قصد شش ماه سفر و سر دو هفته برمی‌گشت


دوستی آخر از ملا پرسید: « ملا این چه حکایتی است. تو هر دفعه بار سفر شش ماهه می‌بندی. به ماه نکشیده باز می‌گردی؟» ملا سرش را نزدیک برد و پشت دستش پنهان کنار گوش او گفت: کنیزکی دارم به ییلاق، زشت روی. سیه چرده. تند خوی. از هنگامی که حس می‌کنم کنیزک به زیبایی می‌گراید. درمی‌یابم وقت مراجعت به وطن رسیده است

چند وقته این صدا و سیما با این کره‌ای‌ها شبی جایی .......... خلاصه حال‌شون خوش بوده و در یک بیزنس بزرگ فرهنگی . یک گونی فیلم کره‌ای خریده که تا سر جمباندیم مثل وبا از در و دیوار به خانه‌های فرهنگی‌مان هجوم آورده
خوبیش اینه یانگوم و امپراطور دریا جنسش شرقیه و مال خداد سال پیش. هیچیش به درد باب شدن نمی‌خوره مگر یادآوری دوران اسارت بار زن که گمان نبرم کسی تمایل به تقلیدش داشته باشه



به این می‌گن مبارزه با تهاجم فرهنگی
بی‌عملی در عین عمل
اما بریم سر مشکل من و ملا
امشب یک لحظه به خودم آمدم دیدم، چه غلط‌ها! داشتم بین افسر مین ، با این‌یکی که اسمش رو هنوز یاد نگرفتم مقایسه زیباشناسانه می‌کردم
حتی تونستم بفهم ، این افسر مین‌ که امیدوارم اسمش رو درست نوشته باشم . بعد از 54 هفته پیگیری اجباری و از این آقای امپراطور دریاها بعد از بیست هفته که هنوز نمی‌دونم اسمش چیه، خیلی دوست داشتنی تره
وای منم شدم حکایت ملا. از خونه که در نمی‌آم. تی‌وی هم که با کره فامیل از آب دراومده و عاقبت کارمنم سراومده
پسر دایناسوره به دختر دایناسوره می‌گه: میای بریم خونه ما؟
دختر دایناسوره می‌گه: نه
می‌گه: من بیام خونه‌تون؟
دختره می‌گه نه
پسره می‌گه: خب همین‌کارها رو کردید نسلمون منقرض شد دیگه
خلایق هرچه لایق

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...