۱۳۸۶ آذر ۱۵, پنجشنبه

عشق‌بازی

عرصة سخن بس تنگ است
یادمه وقتی مبحث داروهای ژنریک مطرح شد، من از خامی و حماقتم فکر می‌کردم« چون اسامی داروها اکثرا فرنگی است با ژنریک همه تبدیل به اصل عطاری شدن» اما این نبود
بعده‌ها دیدم این هنر ژنریک سازی که بی‌شباهت به تاکسی‌درمی نبود در موارد بسیاری کار برد داره
مثل تغییر و تعبیر وحدت وجود به عشق‌بازی
وقتی عشق آدم و حوا با عشقی بیمار گونه به‌نام عشق الهی
حتما خیلی‌ها باگوان‌راجنیش‌اوشو را بشناسید. تا همین چندسال پیش کل ترجمه‌هاش در ارشاد مجوز نمی‌گرفت و از کتب ممنوعه بود. با دست چین کردن آنچه را که نباید مردم بدانند کتاب‌ها روانة بازار شد. فقط چون اوشو می‌گه
اگر چیزی درونت سرکوب بشه به آتشفشانی بدل می‌شه که بی‌شک روزی فوران خواهد کرد
یکی از این موارد جنسیت یا سکس بود. می‌گفت: تا وقتی ذهنت درگیر جنسیت باشه نمی‌تونی خود واقعیت را ببینی.

پس تا قدری که جواب بگیری این کار را تجربه کن تا ازش بگذری
مردم هم طبق معمول چپکی غش کردن و فقط عیش و عشرت ازش فهمیدن
راست می‌گه تا عشق را درآغوش نگیری همچنان دنبال عشق الهی می‌گردیم. 

عشق فقط زمینی است و بازی‌هاش اسبابی زمینی دارن. مثل شوق، انتظار، دلتنگی، بی‌تابی و هزار حس زمینی دیگه
باقی آنچه که هست، فقط انسان خدا بودن است.

نه فقط یک‌روز هفته
هر ثانیه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...