۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

بهشتی‌ها، سلام


نمی‌دونم چی می‌شه که به ناگاه انرژی‌ها دگرگون می‌شه؟ از صبح خیلی عالی اومدم بعد یهو خستگی مفرط و یاس سراغم اومد هرچی بلد بودم به‌کار بستم تا خدمتم نرسه
بعد انگار ابرها در هم جوشیدن و سایة خنکی بر فراز خونه‌ام نشست و خنکم کرد
روح و جسمم با هم خنک شد
گاهی اگر بگی معجزه شاید حق مطلب ادا بشه. اما این حتی از معجطزه هم فراتره و واژه‌ای براش ندارم جز اونی که در مورد وضو باور دارم
تجسم قصد ما
آب هر چیز را منعکس می‌کنه.
از موجودات غیرارگانیک، جهان موازی یا تاثیر احساسات و دعا روی آب از نظر علمی هم ثابت شده قبلا مقاله‌اش را اینجا به‌نام (شهادت آب) گذاشتم. اما این نوعی تجربة فردی‌ست که نه می‌شه یادش گرفت و نه یاد یا توضیح داد
دیدم، وقتی وضو می‌گیرم با آب قصد من برای ایجاد ارتباط بر هالة انرژی‌م منعکس می‌شه. در نتیجه مراکز انرژی درون هاله رو بیدار می‌کنه. حتی لمس هاله هم به شکلی این کار را می‌کنه. اما نه به قدرت آب
با آب، ی مفهوم دیگر تازگی به سیستم انرژی‌ راه پیدا می‌کنه که، مخصوص ذات الهی‌ست
خودمون رو بکشیم، ما باشندگان ارادة او هستیم.
من سجده لازمم باید نماز شکرانه به جا بیارم. خداوند زندگی همه ما را بهشتی کنه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...