ساعت سه و نیم صبح. رفتم بخوابم باز پدافند الکی فعال شد
مام بیخواب شدیم.
امدم ایوان نشستم سیگاری هم روشن کزدم، چشمم لابهلای آسمون نیمه ابری به مکاشفه.
هیچ خبری نیست
ولی من که بی خواب شدم. از شانس مام که آخر تیرماه و صدای آسمون غرمبه ، هم از دور میآد. چه وقت ابر و باران است؟ امسال آسمون رکورد زده از قیامت.
حالا نمیدونم اینه یا صدای جنگندههای بیگانه.
با اینکه منتظر اوضاع بدتر از تصورم ، باز خره رفته روی بوم و رنگ گرفته.
نمیدونم این ایام کارناوال شادی است؟
یا ندای صور اسرافیل؟
تنهایی اینجاش بده. یکی نیست باهاش وارد کشف و شهود بشیم.
و پدافند نکبت که پیدا نیست، چی رو نشونه گرفته؟
