۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

نو رسیده




دارم سعی می‌کنم از وسط یه خروار اساسیه کهنه‌ی توی انبار
خود تازه‌ام را بیرون بکشم
خودی که نه تازه و بسیار قدیم است
اما به‌قدری دوری‌مان از هم کش آمد که
شکلش از یادم رفت

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...