آدم هایی هستند در زندگی ما , بهقدری دور که شاید ندونیم کجا زندگی میکنند
اما هر لحظه در ما حضور دارند و از من به من نزدیکتر میشوند
کسانی هم هستن که چسبیده به ما زندگی می کنند و گاه مجبوری برای تفهیم ساده ترین نظرت ساعت ها توضیح بدی
کسانی که هر لحظه با نخ یادها
گذره خاطرات
با صدای خنده ها به هم وصل میمانیم بهم تا ....زمان کمرنگشان میکند
خاطرات مهم و جدی دوباره می اید
دوباره ریسمان پاره میشود تو همچنان حضور داری تا لحظهای که بایستی
گناه کار فاصلهها نیست , ایراد از ماست که نمیدانیم چه میخواهیم
آدمهایی
خیلی دور , خیلی نزدیک در سحابی خاطرههامان

تنها خواست ما کافی نیست و زمان تنگ است
جرات کنیم باور کنیم