۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

جمعه‌ای خدای‌گونه



سلام به جمعه که روز آرامش است و خانواده
اما نه این جمعه که جمعه‌ای‌ست خاص و تعیین کننده
البته اگر این‌طور بشود

جمعه آخر بهار همگی بهاری نه تابستانی
دل‌های همه خوش و نگاه‌هاتان بی‌تاب از ، عشق
خدایا لحظه به لحظة عمر ما را
این تجربة کوتاه زمین را
این لحظات در حال عبور را که زندگی خواندیمش
برهمه نیکو و رضایت بخش بفرما
خدایا کسی را از خودت و زندگی ناامید نساز
پروردگگارا به تو پناه می‌آورم که تنها پناه روزگاری
جمعه‌ام نیکو ساز همان‌گونه که روزهای دیگر هفته را به نیکویی خواندیم
روز جمعه همگی تا خود شب شیرین و خوش‌گوار باد
راهت سبز ای انسان خدا

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...