۱۳۸۷ اردیبهشت ۹, دوشنبه

hide


همیشه کسانی هستند که ما حتی از وجودشون آگاه نیستیم، ولی اون‌ها بی خواست و نیازی پیگیر ماجراهای ما هستن
شاید نوعی کنجکاوی و شاید حس اشتراک و همزاد پنداری و هر اسمی که داشته باشه مهم نیست
مهم کسانی‌ست که هستند ما نمی‌دونیم. منم می‌گم: سلام به همه اون‌ها که هستند و من نمی‌شناسم. آی‌پی های ثابتی که هر روز مثل یک برنامه صبحانه اول وقت اداری صفحه تلخ رو باز می‌کنند
کاش کمی شیرین می‌شدم بلکه صبح‌تون شیرین آغاز بشه

چندتایی هم در بلاد کفرستانند که شب را با تلخ تموم می‌کنند

نزدیک سه ساله از پرشین به بلاگر اومدم، هزارتا خاله و عموزاده پیدا کردم. جونی‌هایی که اگر یک روز نمی‌نوشتم نگرانم می‌شدن و حالا نه من از اون‌ها و نه اون‌ها از من خبر دارن
اما این ناشناس‌های دورهمچنان هستند و تلخ را ورق می‌زنند
این‌ها همان یاران خیلی دور خیلی نزدیکند
خدایا در زندگی هم بیش از این نیستیم، خوشبختی‌های نا پیدای خیلی دور خیلی نزدیک
درود به هر آنچه که دارم و بی‌خبرم


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...