۱۳۸۷ فروردین ۲۸, چهارشنبه

چت بازار


این جماعت انگاری یه جورایی چت کردن
در هند مکتبی هست که در طی مراحل آموزش مرید باید مدتی در غاری در بسته و تاریک زندگی کنه و از روزنی قوت روزانه بگیره
در نتیجه شروع به رویا پردازی می‌کنه تا حدی که بعضی که تا آخر دوره دوام می‌آرن، وقتی خارج می‌شن زن و بچه و خلاصه همه چیز خیالی دارن که باهاش زندگی می‌کنن
شده حکایت قوم آریایی. هر کی رو می‌بینی یا در توهم قداست، خدایی، نبوت تا امام زمانی است
خدایا تا حالا فقط نگران مرد هیز، معتاد، حقه باز بودم. حالا باید دایم مواظب منصور حلاج هم باشم
تازه جونم برات بگه چه قدیسینی! همه از افسردگی رو به موت ولی پر از شعارهای پر زرق و برق طلایی

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...