۱۳۸۵ آذر ۲۶, یکشنبه

رستم و سهراب

زندگی یک مایا است
توهمی که ما به آن نام حقیقت جهان داده‌ایم. زندگی فاصله های بین یک عشق و نفرت است
یک شادی و غم یا لحظاتی که دوست داری جاودانه‌اش کنی ، و زمانی ، می‌خواهی به زور و هر قدرت از یاد ببریش
زندگی فاصله تولد تا مرگ است. گاه زیبا می‌شود و گاه بی‌رحم
وقتی که عاشقیم حقیقت این است که تو عاشق بودی. عشق هم مثل لباس سایزهاش فرق داره. لارژ ترینش اونی است که برای ابد به خاطر می‌مونه
و کوچکترین‌ها همان رختان تنگ و نافرمی است که به زور به تن می‌کنیم
خوب‌رویان سنگین دلانند
سنگین دلان ، خو‌‌ب‌رویانند
این همه رفتن و آمدن‌ها. دوست داشتن‌ها و نفرت ها. 

همه مجموع باوری است که ما درون خود داریم
خیر و شر تعابیر ذهنی است که ما به قدرت ، عمل داده‌ایم. 

در طبیعت؛ نه چیزی زیادی، نه چیزی شوم و ناپاک است.
 طبیعت‌مان همین این است و جهان خیر و شرهای ذهن ماست
در آخرین زلزله ژاپن. مردی در جواب گزارشگر تی ـ وی گفت:

 برای کمن این زلزله خوب است
تا پیش از آن نه نانی و نه سرپناهی داشتم. اما حالا هم غذای گرم دارم هم سر پناهی که زیرش به آسودگی کنار مردم دیگر بخوابم
حالا میشه این مایا را جدی گرفت ؛ می‌شه با خنده از کنارش گذشت و تجربه کرد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...