۱۳۸۵ آذر ۳۰, پنجشنبه

یلدای عشق

یلدای تازه
یلدای کهنه
کاش شب‌های زیبای، بودن‌ها

 همه یلدا می‌شد 
 مجبور نبودیم
 روزهای غصه‌ را تجربه کنیم
کاش زمان بند می‌آمدم و در یلدای عشق می‌ماندیم
پس بیا در عرض بازی کنیم

بیا دستام و بگیر،  با هم زندگی کنیم
 شاید به یلداهای عشق رسیم؟

از عشق نترسیدن را بلد باشیم
با عشق بریم
در عشق زندگی کنیم
عشق را نفس بکشیم
 

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...