۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه

روزهای من






یه روزهایی فابریک مال خود ماست
یه روزایی هم از همان لحظه اول که چشم باز می‌کنی، مال ما نیست
روزهایی که مال منه اسمش شده، چراغ سبز
یعنی هرجا می‌ری و هر کاری می‌کنی همه چیز به نفع من انجام می‌شه
حتا دست انداز‌های خیابان هم از سر راهم می‌ره کنار
چراغ راهنمایی همه‌اش سبز و مردم همه خوش‌خلق و خنده رو، کسی مه نه نمی‌گه
صبح هم تا چشم باز می‌کنی، یکی از اون درهای پشت سر بسته مونده به ناگه باز می‌شه
جواب فلان سواله هم پیدا می‌شه
روزهایی که چراغش قرمز باشه نه از خونه بیرون می‌آم، نه کاری انجام می‌دم و ترجیح می‌دم اصلا کسی را نبینم
چون حوصله ندارم یک هفته بعد را به عذرخواهی سپری کنم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...