۱۳۹۳ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

مادر من




من قد كشيدم، تو خمیده شدی
من راه افتادم، تو نشستی
من گفتم، تو شنیدی
من خواستم، تو نخواستی
من زندگی کردم، تو نکردی
من داشتم، تو نداشتی
به‌جای تو زیستم
تو نظاره کردی
مرا ببخش، ای مادر ایرانی من

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...