۱۳۸۵ آبان ۱۴, یکشنبه

دوستانه


سلام به صبح
سلام به آرامش
سلام به دوستی و سلام به محبت و عشق
یه چیزهایی هست که شاید هزینه برهم نباشه اما می‌تونه تاثیرش همیشگی باشه
وقتی دیروز پشت اتاق عمل راه میرفتم و این تلفن زنگ می‌خورد که یا سلامی در پس داشت و یا پیامی که یادم می آوردند تنها نیستم
کسانی روئ داره که الان به فکرم هستند و یک جورایی انرژی های محبت‌شون بهم می رسه . وقت نماز غروب دو نماز شکر خواندم
یکی برای خطری که خدا باز هم از زندگیم رد کرد
و به خاطر شماها که دارم
می دونی زندگی یعنی اینکه وقتی نیستی یا رفتی خیلی ها دل‌شون برای آدم تنگ بشه و یا بهت فکر کنند



صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...