۱۳۸۵ آبان ۱۷, چهارشنبه

حالش‌رو ببر


درسته وقت‌هایی که انرژی دانه و وا می‌دیم نق می‌زنیم
اما به مولا که زندگی حاله

هم حاله ، الانه. هم حاله ، حاله

خب اینکه خیلی باحاله
خودش عین حاله
ما مگه جز حال می‌خوایم در حال ؟

خب اینم همون لحظه‌ی حاله که آینده دیروزه که ، نگرانش بودی. بچسب و نقاشی‌اش کن
با رنگ‌های گرم. نارنجی که نور خورشیده ، آبی ، سبز حتی سرخابیه عشق

براش نقش‌های زیبا بکش و باور کن
زندگی همانی است که تو
حالا می‌کشی

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...