۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

طلبه


اشتباه طلبه بودنه چیزی است
وقتی طالب چیزی هستی، حکم خریداری در بازار شلوغ را داری
اول راه تازه نفس و سرحال به ویتریتن‌هاا نگاه می‌کنی، یه نگاه به انتهای بازار کافی‌ست صبر کنی
تا ته بازار که برسی از تنوع جنس و خستگی حتی خودت را هم گم می‌کنی
در نتیجه فقط از روی خستگی
دست دراز می‌کنی و جنسی را برمی‌داری
جنسی که بعید است خواستة اول بازارت بوده باشه
دنبالش نگرد
خودت را دوست داشته باش و به خودت عشق بده
تبدیل به عشق رُبایی می‌شی که، در مسیر، عشق و همة نیکویی ها به سراغت می‌آن

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...