۱۳۸۶ آبان ۴, جمعه

بنفش خنثی


دروغ چرا. اکثر برو یچه‌ها اینجا میان چون در پی واژه‌های سپید از جنس نور هستند
کلماتل که بودن و خدای‌گونه بودن را یادآوری می‌کنه و امید می‌ده. همه چیز یک چرخه‌ است که این نیز بگذرد
گاه آدم اصلا نباشه بهتره تا ناتمام یا پا درهوای متمایل به دردسر. گاه نبودن‌ها چاره ساز تر از بودن هاست. منم یه جورایی دچارم. مثل ماهی که دچار آبی دریا شده
می‌فهمم سخت مشغول ترسیم و بازیابی خود جدیدی هستم که چون هنوز کامل متولد نشده ازش هیچی نمی‌تونم بگم
وقتی هم که می‌خوام چیزی بگم، مودم مود بنفش خنثی است
بعد فکر می‌کنم، خب هیچی نگم. تازه توهم پیش میاد
جای تازه سرش گرم شده
دچار افسردگی مزمن شده
یا داره هی قایم‌باشک بازی می‌کنه
همه گاهی یه جورایی می‌سوزیم و آب می‌شیم. همان‌جا سرچشمة فضیلت ماست. کافی است وا نداد و همان‌جا با امکانات جدید و هویت تازه دوباره متولد شد و رشد کرد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...