۱۳۸۶ آبان ۷, دوشنبه

بی‌خیال


تا خیال را به چه بگویی؟
این فلسفة باخیال و بی‌خیال یکی از ابزار توانمند و راه گشای حیات آدمی است. باور نداری امتحان کن
وقتی ناراحتی، عصبی، شکست خورده یا هر احساس ناگوار دیگری هستی، کافیه بگی بی‌خیال. بعد خودش راه باز می‌کنه و می‌ره پی کار خودش
می‌تونی هم نگی بی‌خیال. با تو می‌مونه. درونت رشد می‌کنه و یه‌روز می‌بینی چیزی از تو نمونده جز تصاویر خیالی که بر چهره‌ات نقش بسته
بزرگترین ثروت انسان همین خیال یا تجسم خلاق ایست که مواهب ، خدای‌گونه زیستن یا کفر را تعریف می‌کنه. تو با خیال تا خود آرزوها می‌ری. اما رها می‌کنی
تو در خیال تا ناکجا می‌ری، اما رها می‌کنی
تو با خیال تا جهنم می‌ری. اما، دو دستی چسبیدیش
کافیه مثل آنها که تمام عمر بهشت را با جهنم عوض کردند و بر زمین در جهنم زیست می‌کنند. همت کنی. همتی وارو
باید یک‌باره جهنم ترس‌ها. ناامیدی های آینده. بیم‌های گذشته را رها کنی
خدا تنها در لحظة اکنون حضور دارد و تو خداوندی این را فراموش نکن


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...