۱۳۸۶ دی ۲۲, شنبه

صراط مستقیم


وقتی خدا دردی را می‌ده که درمان داره، یعنی فقط قصد امتحان داره
تو می‌تونی وا بدی خودت را ببازی و با نفی و انکار همه زیبایی‌های زندگی دل و دیده از خواست بودن و جهان پاک کنی
می‌تونی بر عکس دنده مبارزه رو بگیری و راهی جاده زندگی بشی
می‌تونی در طی راه از زیبایی‌های مسیر آهسته آهسته لذت ببری؛ می‌تونی گازش رو بگیری و بی‌توجه به محیط اطراف یکسره بری. رفتنی که بالاخره می‌رسی و بعدش کاری برای انجام نداری
از لذت سفر محروم. از یافتن همسفر محروم
از گرفتن پیام و نشانه‌ها محروم و خلاصه از زندگی محروم خواهی ماند
گاهی به فکر میانبرها می‌افتیم و رسیدن زودتر
کائنات بر اساس نظم و قوانین مسیر تو رو امن و نشانه گذاری کرده بود. اما در این راه میانبر خاکی نه از نشانه اثری می‌توان یافت و نه از امداد خودرو و نه از پلیس راهنمایی
حتی اگر بین راه گیر کنی احتمال رسیدن کمک به مراتب کمتر از مسیر اتوبان و همواری است که از پیش برایت در نظر گرفته شده
کم عاشق راه و جاده و سفر نیستم
اما آهسته و پر اقتدار
طبق قوانین هستی با بهترین قصدی که در زندگی‌ام شناختم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...