۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

پر از هیچی




غصه دارم
چون تو دلم هیچی ندارم
پر از خالی
خالی از هر ایمان و باوری
پر از هیچی
نه فالی نه نیتی نه باوری یه جور پوچیه در بند
یه‌جایی گیرم
همون‌جا که نمی‌تونم با هیچ علم و دلیلی منکرت بشم

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...