۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

پر از هیچی




غصه دارم
چون تو دلم هیچی ندارم
پر از خالی
خالی از هر ایمان و باوری
پر از هیچی
نه فالی نه نیتی نه باوری یه جور پوچیه در بند
یه‌جایی گیرم
همون‌جا که نمی‌تونم با هیچ علم و دلیلی منکرت بشم

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...