۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

حق سادات


مکان، ساختمان ...... 
موقعیت: مردم منتظر در نوبت
وسط این همه شلوغ پلوغی و هرکی هرکی ،‌يکي که پیدا بود
نیم بیشتر عمر در سازمان‌های مختلف پله جویده 
اون وسط معرکه‌ای گرفته بود که:
آقا باید به حقوق خودتون آشنا باشید.............. وقتی آگاهانه قدم برمی‌داری، دیگران نمی‌تونن
تو رو به بردگی بکشند ............یا حقوق‌ت پایمال بشه
خلاصه که از این دست بیانیه‌ها بود که صادر می‌کردند.
همین وسطا یه عاقله مردی با عرق‌چین سیاه، دست انداخت و سخنران محترم را به جانب‌ش خواند
گفت: آخ آقا قربون آدم چیز فهم
این ملت حتا حق سیدها رو هم نمی‌دن. حضرتعلی ‌امیرالمونین فرمودن:
حق سیدها را باید برد دم خونه‌اش داد
مرد نگاهی بهش کرد و وارفت
سری تکان داد و گفت.:
منظورم راجع به همین‌ دست بود
همگی خوب متوجه شدید؟ 
دست بلند کردم، اجازه آقا.... زمان امیرمومنان سیدها کی‌ها بودند؟
اینه هرچی از سر بیسوادی بارمون می‌کنند حق‌مونه
یارو می‌گه آقا برو حق‌ت رو بگیر
این یکی می‌گه، بگو سهم منم بیارن دم در



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...