۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

من يک گوسفند


تفاوت من و چهارپايان همين‌قدر بس‌که
فکر مي‌کنم هستم و يه خروار 
 حرف براي گفتن دارم
پس اگر هستم ،  بايد بتونم حرف بزنم
نفس بکشم و آزادانه هرجا دلم خواست برم
حداقل قد يه گوسفند به اين آدم ابول‌بشر سهم حيات مي‌رسه يا نه؟
مال مام از همين دست
فيل کش و بزن و در رو تا يک هفته
بيشتر که شد يا من مردم و يا
جهان از حرکت ايستاده و چون داغيم حالي‌مون نيست
از جايي که خسته‌ام و به يمن وزارت فخيمه‌ي ارشاد هم ترک قلم کردم
ديگه تصميم ندارم خودم را تقيه کنم
و مي‌خوام فرياد بزنم
من يک گوسفندم
بذار فقط بگم بع بع..........................
اگه  اين‌هم به تيليش قباي ديگران برنخوره
 و روح الهي و انسان خدايي هم زير سوال نمي‌ره
که البته اگه نره، همه‌چيزهاي ديگه زير سوال کشيده خواهد شد که بي‌شک به جماعتي بر خواهد خورد
اول از همه اوني که گفت
خدا از روح‌ش در انسان دميد و خودش  باور نداشت و شد
سايه‌ي خدا


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...