۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه

یه عالمه هیچ


چقدر نوشتیم آی ملافه‌های روی بند
آی خاطرات کودکی، 
بیا بی‌بی‌جهان
 عطر خوبت در این خانه جاری‌ست
همه‌اش برای حفظ خودم بود
در پیش رو چیزی نبود، به گذشته برگشتم
همه‌اش مزخرف بود
چسبیدن دو دستی به تصاویری که نیمی از اون‌ها
در این جهان نیستن
مقاومت در نگهداشتن و یادآوری دیروزهای خام بچگی
همه‌اش مسکنی بود برای تحمل اکنون
حقیقت من در اکنون است
تهی و پر از هیچ

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...