۱۳۹۳ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

اگه بدوني




اگه بدوني چند بار زمين خوردم
چندبار شكستم و دوباره برخاستم
اگر بدوني كه به اميد هيچ كس ننشستم
اگر باور كنيم كه وقت تلف نكردم و با خودم و زندگيم رو راست بودم
باور مي‌كنيم که رسیدم
آزادی در بی آرزویی‌ست
گذشت ایامی که به عادت‌هام و حفظ تاریخچه‌ی پشت سر چسبیده بودم
من آزادم
اگر تو در خونه‌ی من به من می‌بیندی
از آسمان پر می‌زنم
و به تو اجازه‌ی کنکاش در نبایدها نخواهم داد
که من فارغ از دیروز و در امروز به پروازم
بی‌چاره کسی که پر ندارد
جز مردم آزاری 
دگرهنر ندارد


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...