۱۳۹۳ خرداد ۲۳, جمعه

خود زنی


از صبح كلي با خودم كشتي گرفتم تا رضايت داده، يه توك پا بريم تا نزديكي تالار رودكي نمايشگاه نقاشي
حالا اين‌كه چون اون‌جا بود حالش نبود؟
يا چون اصولا حال جميع دنيا رو ندارم
اسمش هم تنبلي نيست
آدم تنبل در نهايت بايد از در بره بيرون باقي‌ش حله
مال من اين‌طوره كه برم هم مثل بند تمبان كوتاه، با خاصيت ارتجاعي بلند
برمي‌گردم، سر جام
تو گويي سيخ مي‌زنن بهم
چه نمايشگاهي
پاركينگ يه خونه رو سفيد كاري كردن و ده تا تابلو هم جا نداشت
به هر حال همين يه وجب جاها مي‌شه،  سابقه براي ديار باقي
به حق کارهای نکرده و به زور خواهم کرد
در واقع علت این‌که تا حالا در هیچ نمایشگاهی شرکت نکردم همینه که فکر می‌کنم:
خب حالا که چی؟
گیریم دیدیم استاد قلم رو چه‌طوری از اون‌جا ول داده به این‌جا
یا اصلا بریم که از چی سر در بیاریم؟
 
 

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...