۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۴, جمعه

آبگینه


یکی دیگه از وسایل خونه که ایراد دار شده، آینه است
قبل‌ها که نو بود مرا بسیار زیبا و جوان جلوه می‌کرد. از وقتی سنی ازش گذشته و تار و کدر شده
دیگه خودم رازیبا و نه مثل سابق تپل مپلی نمی‌بینم. موضوع اینه که بهش عادت کردم. آینه‌ء دیگری دوست ندارم
حتی بردم جیوه‌اش را هم عوض کرد. ولی به گمانم مشکل از سطح بیرونیه آبگینه باشه؟
وگرنه چشم‌ها که به‌من دروغ نمیگن؟
اونها هنوز میگن تو بسیار جوان و زیبایی. چون چشم آینهء روح مان است
و ما همیشه فریب چشم‌ها را می‌خوریم که فروغش جوان می‌ماند


خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...