۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۱, سه‌شنبه

کجایی لی‌لی؟


نه گمانم زمانی که بودی و انرژی‌های عشق بین ما جریان داشت و من از دوریت شاکی می‌شدم، این‌قدر کمت داشتم
عجیب نیست بعد از این‌همه وقت بی‌خبری و دوری، این‌چنین دلتنگ شده باشم
چرا؟
تا عشقی جایگزین قبلی نشه آخرین مشخصه و آدرس از اوی قدیم را در سینه داریم که، به‌وقت نیاز دلتنگی‌های عاشقانه، کهنه یرگ‌های خاطرات مشترک را بیرون بیاریم و عشق را مزمزه کنیم،
گرم بشیم و ضربان قلب بره روی هزار! بی‌عشق می‌میرم

که یادمان نرود ما هم عشق را می‌شناسیم و دروجودمان همیشه جاری است.
دنبال لی‌لی می‌گردیم تا خرجش کنیم
همیشه نگاهی به پشت سر به‌جای بودن در لحظهء اکنون. می‌شه این را گفت عشق؟
کمی تا قسمتی مشکوک

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...