۱۳۸۶ بهمن ۲۱, یکشنبه

دیروز

یاد عهد درشکه یک‌ریالی بخیر. البته آن‌زمان خیلی چیزهای دیگه را می‌شد به یک‌ ریال خرید و هنوز شیطان این‌طور شاه نشده بود
تازه درشکه چیه؟
فوتینا هم، یک‌ریال بود تازه درش شانسی و جایزه هم داشت. اما الان فوتینا به ارقام میلیاردی هم رسیده و با تمام اینا وقتی قراره اون‌یکی فوت کنه تا همه آرد نخودچی بره تو چشمت، دیگه صبر نمی‌کنه تا از دلت در بیاره و تو پی ببری یک شوخی بود
یاد بی‌بی جهان خوش که در یاد من هنوز جوان است و مهربان و من که اکنون به سن او رسیدم و او هنوز بی‌بی‌جهان من است
این همة حسن خاطرات ماست.
ما گذشتیم و به اکنون رسیدیم. اما گذشتگان در یادمان همچنان جوان و مهربان باقی ماندند
مثل " حمیدرضامشفقی" اولین عشق زندگی من که تا قیامت اولین عشق و هنوز در خاطرم سیزده ساله و من همین‌طور ری کردم
یا، میدان هفت‌حوض که چندین برابر دنیا وسعت داشت و حالا دیگه از فرط آب رفتگی حتی حاضر نیستم ازش عبور کنم
و وای از زمانی که تو پیدا شوی

و من در امروز و
تو هنوز
در دیروزها جوان مانده باشی







کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...