۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه

پیغامی در بطری




مهم نوشتن این سطرهاست و انداختنش در بطری گوگل ول دادنش در فضای مجازیه
تهش می‌دونی بالاخره یکی اینو می‌خونه
و اندکی آروم می‌شم
وگرنه
 شاید باید می‌رفتم روی بام و با آتیش و پتو به سبک سرخپوستان دون‌خوان اینا با دود بر آسمان می‌نوشتم
خدا رحمت کنه این پدید آرودنگان  فضای مجازی 
از فضای حقیقیش که خیری ندیدیم
بذار با مجازی‌ش زندگی کنیم که این یک رقم انتخاب همه چیزش با خودته
از آیدی و عکس‌های متفرقه بگیر تا
درد دل‌های،‌ درگوشی
تو می‌تونی هر کسی باشی که حال می‌کنی باشی
این دیگه تقدیر و سرنوشت نیست که نتونی عوضش کنی
فیلمنامه ،‌تهیه کننده، کارگردانی، حتا بازی‌ها شم دست خودته 
هر طور که باحاش حال می‌کنی
خلاصه لری‌ش این‌که،
 نماد کوچکی است از بهشت



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...