۱۳۹۲ آذر ۱, جمعه

دهه‌ی هنر




این دهه‌ی عمرم را به نام روح خلاق الهی‌م آغاز کردم
یک عمر ول گشتم


همه کار کردم جز آنی که باید
یک عمر در جستجوی عشق تباه شدی
عمر باقی هم در پی یافتن چرایی حضورم در این نقطه‌ی حیات
حالا می‌خوام از هر چه پشت سر از هر چه عادت احمقانه دست بردارم
و این دهه را به‌نام هنر قصد کنم
قصد آفرینش، خلاقیت، قصد انسان خدا
من یادم رفته بود اصلا برای چه آمدم
همه چیز یادم رفت و گرفتار عادات مردم زمین شدم
عادت گمگشتی و پریشانی
من هستم
زیرا هنوز نفس می‌کشم
هنوز عشق می‌ورزم و هنوز خلاقم








خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...