۱۳۹۲ آبان ۱۸, شنبه

امروز از صبح




گوش بده،      زكي مورن مي‌خونه
بو بکش،   
   نفسی عمیق، 
عمیق تا ژرفای آدمی
عطر وانیل و دارچین
ملس کشمش و گرمی فر
به‌من می‌گه:
بابا تو هستی،
 اونم خفن.
 خوش‌به حالت به‌خدا. 
دست راستت زیر سر اوقاتی که پنچری

وای خدا جون وقتی همه چیز خوبه، 
نمی‌دونم از کجا شروع کنم
فعلن سجده‌ای کنم
تا بعد



 

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...