۱۳۹۲ دی ۱۵, یکشنبه

زندگی ، عاشقانه


  برای یک مسابقه در انجمن نقاشان حرفه‌ای ایران آماده می‌شم
سی همین بیشتر در کارگاه و کمتر در این‌جا
حالم خوبه
الهی شکر 
ملالی نیست 
و زندگی شادمانه است و من عاشقانه دوستش خواهم داشت
این تفاوت عظیم از من نقاش تا منه کاستاندایی‌ست
خب چه دردی بود این همه سال خودم رو آواره‌ی کوه و جنگل کرده بودم تا به احساس آرامش برسم؟
در حالی‌که آرامش همین‌جا و در وجود خودم انتظار می‌کشید
حالا منم و یک فقره روح الهی از صبح تا شب به خلاقیت
خر که شاخ و دم نداره
حتا می‌تونه دختر کوچیکه حاجی باشه

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...